محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
178
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
آورد : « حتى مرگ را به كام ما تلخ مىكنند » و چون ديد زنش بالاى سرش مىگريد گفت : ترفق بدمعك لا تفنه * و بين يديك بكاء طويل « 26 » و نيز در آن هنگام كه مرگ خود نزديك ديد سرود : تمتعت بالنعماء حتى مللتها * و قد اضجرت عينى مما سئمتها فيا عجبا لما قصيت قضاءها * و مليتها عمرى تصرم وقتها روايت ديگر حاكى از اين است كه المعتصم پيش از فرارسيدن مرابطون مرده بود و پيش از مرگ به پسرش معز الدوله احمد وصيت كرده بود كه چون از سقوط اشبيليه و خلع امير آن المعتمد بن عباد كه قطب جزيره بود آگاه شد ، زن و فرزند و اموال خود برگيرد و از دريا بگذرد و نزد امراى بنى حماد - امراى القلعه در مشرق بر العدوه - رود . معز الدوله چند ماه پس از پدر حكومت كرد و چون خبر سقوط اشبيليه را در ماه رجب سال 484 ه و به اسارت افتادن اميرش را شنيد ، آهنگ فرار نمود . زن و فرزند و اموال خود را در سه كشتى كه براى اين كار مهيا كرده بود جاى داد و از بيم آنكه به تعقيبش آيند باقى كشتيها را آتش زد و توانست در ماه رمضان سال 484 ه / 1091 م از دريا بگذرد و بر آل حماد امراى القلعه در نزديكى بجايه فرود آيد . آنان اكرامش كردند و او تا پايان عمر در آنجا زيست . « 27 »
--> ( 26 ) . ابن بسام : الذخيره ، قسمت اول ، مجلد دوم / ص 240 و 241 . ابن عذارى : البيان المغرب ، ج 3 / ص 168 . ابن الخطيب : اعمال الاعلام ، ص 193 . ابن خلدون : العبر ، ج 4 / ص 162 . ( 27 ) . ابن الابار ، الحلة السيراء ، ص 174 . و نيز رجوع كنيد به ابن ابى زرع : روض القرطاس ( چاپ ابساله ، 1843 ) ، ص 101 .